X
تبلیغات
سخنوری استخوان در گلو
اى آنكه سخن مرا مى شنوى

از مستيت به هوش آى

و از خواب گران غفلت بيدار شو

و از شتابكاريت بكاه

و نيك بينديش در آنچه از زبان پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) به تو رسيده است .

سخنانى كه از آنها گزيرى و گريزى نيست.

از كسى كه با سخن پيامبر مخالفت مى ورزد و به سخن ديگرى گرايش مى يابد، دورى گزين

و او را با هر چه خود را بدان خشنود مى سازد به حال خود واگذار.

نازش و تفاخر را رها كن

و كبر و نخوت را فرو نه

و به ياد گورت باش كه آنجا گذرگاه تو خواهد بود.

هر چه كرده اى ، همانگونه كيفر بينى و هر چه كشته اى همان مى دروى

و هر چه امروز پيشاپيش فرستاده اى ، فردا فراروى تو نهند.

جاى پاى استوار كن و براى آن روز توشه اى بيندوز.

بترس ، بترس ، اى آنكه سخن مرا مى شنوى

و بكوش ، بكوش اى انسان غافل .

كسى تو را چون خداىِ آگاه خبر ندهد!

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1392ساعت 17:0  توسط  " گمگشته "   | 
امامان از سوی خدا، کار آفریدگان او را به  سامان آورند و از جانب او بر مردم سروری یافته اند.

به بهشت نرود مگر کسی که آنها را شناخته باشد

                                                               و آنها او را شناخته باشند.

به دوزخ نرود مگر کسی که آنها را انکار کرده باشد

                                                               و آنان نیز او را انکار کرده باشند.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1392ساعت 14:43  توسط  " گمگشته "   | 
خداوند ؛

یکی است، ولی نه به تعبیر عددی

آفریننده است، ولی نه با حرکت یا تحمل رنج

شنواست، بی آنکه ابزار شنواییش باشد

بیناست، نه بدان گونه که دیده از هم بگشاید

حاضر است، نه اینکه با چیزی مماس باشد

و

جدا از هز چیزی است نه اینکه میانشان مسافتی باشد.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1392ساعت 14:36  توسط  " گمگشته "   | 
. . .

چون به دیدار خدا می روید

اگر ستمدیده باشید بهتر از آنکه ستمکار باشید.

از دامهای شیطان حذر کنید و از گودالهای سهمناک دشمنی، دوری گزینید.

لقمه های حرام را به شکمهای خود داخل مکنید زیرا . . .

آنکه نافرمانی را بر شما حرام کرده و راه فرمانبرداری را برایتان هموار ساخته است :

                                                                                         " شما را می بیند "

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392ساعت 16:51  توسط  " گمگشته "   | 
روزهایی همسایۀ شما بودم

تنم در جوار شما بود .

بزودی از من جسدی خواهد ماند، بیجان.

پس از آنهمه تلاش و جنبش، ساکن و بی حرکت

و پس از آنهمه سخنوری، ساکت و خاموش.

آرام خفتن من، از حرکت بازماندن دیدگانم و دستها و پاها و سر و گردنم ،

برای آنان که پند می پذیرند، از هر بیان بلیغ و سخن شنیدنی، اندرز دهنده تر است.

وداع کردن من با شما همانند وداع کردن کسی است که منتظر دیدار دیگری است.

فردا به یاد روزهای زندگی من می افتید و رازهای درون من برایتان آشکار خواهد شد.

آنگاه که من از میان شما بروم و دیگری جای مرا بگیرد .  .  . مرا خواهید شناخت!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392ساعت 16:44  توسط  " گمگشته "   | 
بدانید که میان حق و باطل تنها چهار انگشت  فاصله است.

از او پرسیدند که این به چه معنی است ؟

انگشتانش را در کنار هم نهاد و میان گوش و چشم قرار داد و گفت:

باطل  این است که بگویی شنیدم و حق این است که بگویی دیدم.


برچسب‌ها: حق و باطل, حضرت علی, سخنان حضرت علی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1392ساعت 13:7  توسط  " گمگشته "   | 
غیبت کننده ای که زبان به غیبت برادر خود می گشاید

و او را به سبب گرفتار شدنش در چنگ گناه سرزنش می کند

آیا به یاد ندارد که خداوند ، گناهان او را مستور داشته ،

آنهم گناهانی که از گناهان کسی که زبان به غیبت گشاده ، بسی بزرگتر بوده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1392ساعت 12:6  توسط  " گمگشته "   | 
همچنان که نشسته بودم به خواب رفتم .

رسول الله صلی الله علیه وآله ، بر من گذر کرد .

گفتم: یا رسول الله از امت تو چه ناراستیها و کینه توزیها دیده ام.

گفت: نفرینشان کن.

گفتم: خداوند به جای آنها به من بهتر از ایشان را دهد 

                                                                         و  

                                                          به جای من بدترین کسان را بر ایشان گمارد.

 


برچسب‌ها: نفرین امام علی, دیدن پیامبر در خواب, خواب امام علی, سخنان امام علی, امام علی و امت پیامبر
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1391ساعت 11:52  توسط  " گمگشته "   | 

 "شهادت جانسوز بزرگ امام شیعیان تسلیت باد"

 

شما را به ترس از خدا وصیت می کنم و    وصیت می کنم که :

"در طلب دنیا مباشید هر چند دنیا شما را طلب کند"

بر هر چه دنیایی است و آن را بدست نمی آورید یا از دست می دهید ، اندوه مخورید ... .

ای فرزندان عبدالمطلب!

نبینم که در خون مسلمانان فرو رفته باشید و بانگ برآورید که امیرالمؤمنین کشته شد.

بدانید که نباید به قصاص خون من جز قاتلم کشته شود.

بنگرید اگر من از این ضربت که او زد کشته شوم شما نیز یک ضربت بر او زنید.

اعضایش را مبرید که من از رسول الله شنیدم که فرمود:

                                                 بپرهیزید از مُثله کردن حتی اگر سگ گیرنده باشد.

 


برچسب‌ها: وصیت حضرت علی, وصیت امام علی به امام حسن و امام حسین, وصیت امام علی بعد از ضربت خوردن, وصیت حضرت علی درباره قصاص ابن ملجم به حسنین, وصیت امام علی در طلب دنیا
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1391ساعت 12:43  توسط  " گمگشته "   | 
به هر جای نگریستم ،برای خود یاوری جز اهل بیتم نیافتم

و نخواستم که آنها به کام مرگ روند

دیده فروبستم ، با آنکه خار در دیده داشتم !

و شرنگ نامرادی نوشیدم با آنکه استخوان در گلویم شکسته بود !

و غم گلویم را فشرده بود !

و من شکیبایی می ورزیدم

و به چیزی تلخ تر از حَنظل ، که به کامم ریخته بود ، صبر کردم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1391ساعت 11:39  توسط  " گمگشته "   |